روزی که فکر کردی یکی رو از ته دل دوست داری ولش نکن... ممکنه دوباره تکرار نشه... آدم وقتی تو سن‌ و سال توئه فکر می‌کنه همیشه براش پیش می‌یاد... باید ده پونزده‌ سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالِت با چیز دیگه‌ای خوب نمی‌شه... عشــــق یعنی حالِت خــــوب باشه...
+ نوشته شده در سه شنبه 1392/06/12ساعت 15:55 توسط parisa |


آدم‌ها ذرّه ذرّه محو می‌‌شوند، آرام.. بی‌ صدا.. و تدریجی‌

همان آدم‌هایی‌ که هر از گاهی پیغام کوچکی برایت میفرستند،
بی‌ هیچ انتظار جوابی‌،
فقط برایِ آنکه بگویند هنوز هستند؛
برای آنکه بگویند هنوز هستی‌ و هنوز برای آنها مهم ترینی..

همان آدم‌هایی‌ که روزِ تولد تو یادشان نمی‌رود
همان‌هایی‌ که فراموش می‌‌کنند که تو هر روزخدا آنها را فراموش کرده ای
همان‌هایی‌ که برایت بهترین آرزو‌ها را دارند
و می‌دانند در آرزو‌های بزرگِ تو کوچکترین جایی‌ ندارند ..

همان آدم‌هایی‌ که همین گوشه کنار‌ها هستند
برای وقتی‌ که دل‌ تو پر درد می‌‌شود و چشمان تو پر اشک
که ناگهان از هیچ کجا پیدای شان می‌‌شود،
در آغوشت می‌‌گیرند و می‌‌گذراند غمِ دنیا را رویِ شانه‌های شان خالی‌ کنی‌

همان‌هایی‌ که لحظه‌ای پس از آرامشت،
در هیچ کجای دنیای تو گم می‌‌شوند و تو هرگز نمی‌‌بینی‌،
سینه ی سنگین از غمِ دنیا را با خود به کجا می‌‌برند..

همان آدم‌هایی‌ که
آنقدر در ندیدن شان غرق شده‌ای که
نابود شدن لحظه‌هایشان را و لحظه لحظه نابود شدن شان را در کنار خودت نمی‌‌بینی‌...

همان‌هایی‌ که در خاموشیِ غم انگیز خود،
از صمیمِ قلب به جایِ چشمان تو می‌‌گریند،
روزی که بفهمی چقدر برای همه چیز دیر شده است ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 8:15 توسط parisa |

از یه جایی به بعد . . .
مرض چک کردن موبایلت خوب میشه
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری
دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری
یا اس ام اسی بی جواب بمونه

از یه جایی به بعد . . .
دیگه دوس نداری هیچکس رو
به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه

از یه جایی به بعد . . .
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد . . .
هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه
اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی

از یه جایی به بعد . . .
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و می ری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد . . .
از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی
جای دوست داشته شدن ها
توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد . . .
فقط یه حس داری حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد . . .
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/12/08ساعت 15:7 توسط parisa |

چرا فکر می کنی چون دختری باید همیشه غمگین باشی؟ شکست خورده باشی؟! عزیز من!ت یاد بگیر که تو دختری! یاد بگیر تو کلاس بذاری! تو ناز کنی ! ... ... ... اون خیلی بیجا می کنه تورو ناراحت کنه! خیلی بیخود می کنه اشکتو دراره! اصلا برا چی به یه موجود مذکراجازه می دی شادی زندگیتو ازت بگیره؟! این اسمش عشق نیست به خدا! خودتو گول نزن! کسی که عاشق توا، هرگز نمی تونه غمتو ببینه! چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!! دختر باش! دخترونه ناز کن! دخترونه فکر کن! دخترونه احساس کن! دخترونه استدلال کن! دخترونه زندگی کن! اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن...!
+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/15ساعت 8:9 توسط parisa |

بهترین زمان برای سکوت زمانی است که احساس میکنید باید جوابی بدهید

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/15ساعت 8:5 توسط parisa |

"""به سال جدید خوش آمدید""

تلفن هایمان - بی سیم

آشپزیمان - بدون آتش
غذایمان - بدون چربی
ایمانمان - بدون خدا
لباسمان - بدون آستین
"احســـاســـمـــان - بدون عاطفه!! "
استدلالهایمان - بی اساس
"روابط عاشقانه مان - بــــی هدف!! "

نگرشمان - بی دقت
همسرانمان - نترس
نوزادان - بی پدر

"تعــــهدمــان - بدون جهت و نامشخص"

"""حمـــاقــــت هــــایمــــــان - بی شمار"""

"امیدمان - پـــــــایـــــان یافته!!".

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/15ساعت 7:55 توسط parisa |


دریا باش تا هر کس لایق توست

با تو آرام گیرد و

هر کس لایقت نیست

در تو غرق شود

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/15ساعت 7:54 توسط parisa |


خدایا !!!

به فکرمان.............منطق
به قلبمان...............آرامش
به روحمان ..............پاکی
به وجودمان............ آزادی
به دست هایمان .......قدرت
به چشم هایمان.........زلالی
به زندگی مان ............عشق
به دوستی مان........... تعهد
و به تعهدمان..............صداقت

+ نوشته شده در جمعه 1391/11/06ساعت 7:5 توسط parisa |


مــیــرومــ امــا...

در نــبــودنــمــ

اگــر لــحــظــهـ ای، حــتــی بــرای ثــانــیــه ای هــرچــنــد کــوتــاه ...

دلـتــنــگــمــ شــدی ...

بــهــ خــاطــراتــمــان قَــســمــ...!!!

نــگــذر از "او" کــهــ مــرا از "تُــــــو" و نــگــاهــتــ را از "مــن" گــرفــتــ ...!

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:42 توسط parisa |

یه قانونی هست که میگه تا قبل از اینکه پرواز کنی
هرچقدر خواستی بترس ،
فکر کن ،شک کن ، دودل شو ، پشیمون شو ...
اما وقتی پریدی اگه وسط راه پشیمون شدی ، بازی رو باختی.

باید پر باز کرد و بی ترس و دغدغه پرید و اوج گرفت...
چه لذتی داره اگه هم پروازت پرِ پروازت باشه...

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:40 توسط parisa |

سکوت کن!
بگذار بغض هایت سربسته بماند...
گاهی
سبک نشوی
سنگین تری

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:33 توسط parisa |

مــــی گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام،،
مـــی گـُــویــَـنـــد تــُــو مَــــرا بآ
یــِک جُمـــــلـــﮧ ..... یـِــک لَبـــــخـنـــد،،،
بـِـــﮧ بــازی میـــــگیــــری ... ... ...
مــــــی گـُــــوینــــد تـَــرفنــد هـــآیت، شِـــیطنـــتهــــآیت
و دروغ هآیـــت را نمــــی فَهمَــــم ... !!
مــــــی گویند ســــآده ام
اما تــــُـوایــن را باوَر نَکـُـن
مـــَـــــن فـــــقــــــط دوســـتـــَــت دارم،
هَمیـــــــــن!!!!
و آنــــها این را نِمـــــــی فـَـــهمنــــد...

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:33 توسط parisa |


از نظر انسانها سگها حيواناتي با وفا و مفيد هستند . ..
.
.

ولي از نظر گرگها،
.
.
سگها گرگهايي بودند که تن به بردگي دادند،
.
.
.
.

تا در آسايش و رفاه زندگي کنند!

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:32 توسط parisa |


واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیت
میگه دوستت داره
تو هم خوشت میاد چون تورو دوست داره
کم کم به هم عادت میکنید
وابسته میشید یه جواریی که فک میکنید
بدون هم بودن واستون محال شده
این رابطه میشه عشق اول
وقتی میره تو میمونی و هزار تا خاطره با کلی تنهایی و سوال بی جواب خلاصه قشنگترین روزای زندگیت میشه غم و غصه
میشه فکر کردن و به گذشتــــه و یه عالمه چراهای بی جواب
همه ی این روزای سخت کم کم تو ذهنت کمرنگ میشه
سعی میکنی همه چیو فراموش کنی
به روزای خوب میرسی
حتی شاید یکی بیاد تو زندگیت که خیلی بیشتر از اون دوسش داشته باشی
اونقدر که همه ی خاطرات اون از ذهنت پاک بشه فقط یه اسم ازش باقی بمونه و چندتا خاطره ی نصف نیمه
حالا دیگه خیلی وقته بهش فکر نمیکنی
ولی مطمئن باش اگه یه روزی یه جایی دوباره ببینیش
همه ی اون خاطره ها
همه ی اون روزا
همه ی اون حرفا
دونه به دونه دوباره یادت میاد
آره عزیزم
عشق اول همچین دردی داره.....!
شاید فراموش بشه ولی هیـــچ وقت خوب نمیشه..

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/01ساعت 8:28 توسط parisa |


دل میبندم به یک حباب ، بعد ... دل دل میکنم نترکد ...!!

+ نوشته شده در شنبه 1391/10/30ساعت 20:49 توسط parisa |

دست نيافتنی ها تا ابد دوست داشتنی اند...

+ نوشته شده در شنبه 1391/10/30ساعت 20:46 توسط parisa |

کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. این‌که عشق تکیه‌کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر. و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، عهد و پیمان معنی نمی‌دهند. و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت سرت را بالا خواهی گرفت با چشم‌های باز با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه و یاد می‌گیری که همه‌ی راه‌هایت را هم‌امروز بسازی که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست و آینده امکانی برای سقوط به میانه‌ی نزاع در خود دارد کم کم یاد می‌گیری که حتی نور خورشید می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری. بعد باغ خود را می‌کاری و روحت را زینت می‌دهی به جای این‌که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی... که محکم هستی... که خیلی می‌ارزی. و می‌آموزی و می‌آموزی با هر خداحافظی یاد می‌گیری.

خورخه لوییس بورخس

+ نوشته شده در پنجشنبه 1391/10/28ساعت 9:34 توسط parisa |

‎"اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشاش زُل بزنی .نمی تونی دوریشو تحمل کنی .نمی تونی بهش بگی چقدر می خوایش .نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری .واسه همینه که عاشق دیوونه می شه .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/10/27ساعت 19:13 توسط parisa |



برای دوستانی که کتاب زیبای «شازده کوچولو» را نخوانده‌اند:

1)شازده کوچولو گفت: اهلی‌کردن یعنی چه؟

روباه گفت: چیز فراموش‌شده‌ای‌ست؛ یعنی ایجاد علاقه کردن.

شازده کوچولو گفت: ها! کم‌کم دارم می‌فهمم؛ در سیاره‌ی من گلی هست و ...

روباه گفت: پس لطفا مرا اهلی کن...

2)اگر آدم گذاشت اهلی‌اش کنن، بفهمی‌نفهمی خودش را به این خطر انداخته که کارش به گریه‌کردن بکشد.

3)هيچ چيزی را تا اهلی نکنند، نمی‌توان شناخت. آدم‌ها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند. آن‌ها چيزهای

ساخته و پرداخته از دکان می‌خرند. اما چون کاسبی نيست که دوست بفروشد، آدم‌ها بی‌دوست و آشنا

مانده‌اند. تو اگر دوست می‌خواهی، مرا اهلی کن!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/10/20ساعت 7:29 توسط parisa |

سر جون!!
افتخار میکنی هرزه ای؟:)
افتخار میکنی هر روز با احساس یه دختر بازی میکنی و میری پزشو به دوستات میدی که با اینم اره!!
که همه اویزونتن؟
افتخار میکنی از 10تا کلمت 1000تاش فحشه و احترام گذاشتن به هیچ کس رو بلد نیستی؟
... ... افتخار میکنی که هر شب مستی و نوعی از پارتی نبوده که حضور نداشته باشی؟
افتخار میکنی که بگی اهل تعهد نیستی و دختر واسه بازی دادنه؟
هه این کارارو میکنی که فردا که ازدواج کردی مثلا دلت نخواد...فکر کن دلی که مریض شد دلش نخواد....فکر کن یه در صد [:-p]
احساس میکنی که خیلی شاخی که تو یه لحظه با هزار نفری؟
نه عزیز من!! اینا افتخار نیس....عقدس....کمبود

به سلامتی همه پسرهای باغیرت که با دل هیچ کسی بازی نمیکنن

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/10/19ساعت 19:30 توسط parisa |

شاید قشنگ ترین دیالوگ دنیا آنجاست

که پدر ژپتو به پینوکیو گفت:

پینوکیو...چوبی بمان، آدم هاسنگی اند، دنیایشان قشنگ نیست...

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/10/19ساعت 19:26 توسط parisa |

من تازگی ها متوجه شده ام حتی افرادی که معتقد هستند سرنوشت همه از قبل تعیین شده و قابل تغییر نیست موقع رد شدن از خیابان، دو طرف خیابان را نگاه می کنند!

استیون هاوکینگ

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/10/19ساعت 19:25 توسط parisa |

من رابطه هایی را دوست دارم که دو طرفه اند،هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش،هر دو خطر می کنند،هر دو وقت می گذارند،هزینه می کنند،هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن با زمان هم میجنگند،من عاشق رابطه های دو طرفه ام. رابطه هایی که برای هر دو طرف ادامه اش، باارزشترین چیز دنیاست. برای هر دو …

+ نوشته شده در سه شنبه 1391/10/19ساعت 19:17 توسط parisa |

ببین رفیق اگه کم پیــدام دلیلش منزوی شدنم نیست

یا اینکه تو توهمم !

فقط نمی خوام چشمم تو چشمت بیافته و نامــردی هات ُ به روت بیــارم !

می خــوام یه سری چیــزا همچنان سـر بسته بمــونه !

اوضاع دیگه یکم فرق کرده . همین ...

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/28ساعت 20:21 توسط parisa |


همیشه همینجوریه ...

تا میای عادت کنی به اینکه تنهایی از زندگی لذت ببری
بدون هیچ آشفتگی و دلتنگی...

یکی از راه میرسه ...
یه مهربون....اولش خیلی ساده میگیری
میگی اینم یکی مثل بقیه است ،

اما بعد چند وقت میبینی روزاتو چقدر قشنگ کرده...

چقدر صبحا با انرژی از خواب پامیشی...

چقدر شبا با شب بخیرش آروم میخوابی...

چقدر سرحالی...

چقدر از ته دل میخندی و شادی....

چقدر خوبه که یکی اینقدر دوست داره و تو هم دوسش داری....

اما اونم یه روز مثل بقیه میره
و تو داغون میشی....

دوباره روزات سیاه میشه...

دوباره بی انگیزه و غمگین میشی...

اصلا یادت نیست
که مگه قبل از اون چیکار میکردم که الان برام زندگی اینقدر تلخه...

اون وقته که به دل احمقت میگی :

چی فکر میکردیم و چی شد ...
این که از بقیه هم بد تر بود ...

حالا کلی بگذره تا دوباره برگردی به حالت طبیعی ....!!

+ نوشته شده در شنبه 1391/08/27ساعت 7:54 توسط parisa |

از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزاردهنده بود . گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالکِ کسی نیست،

این تجربه واقعی آزادی است : داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی!

یازده دقیقه
پائولو کوئیلو

+ نوشته شده در چهارشنبه 1391/08/24ساعت 20:46 توسط parisa |


وقتـــی دو نفـــر از هـــم جـــدا میشـــن ....
دیگه نمیتونن مثل قبل دوستـــ باشن ؛ چون به قلب همدیگه زخم زدن !
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ؛ چون زمانی همو دوستـــ داشتن
!تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن ...! 

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/22ساعت 8:32 توسط parisa |


يه اردیبهــــ♥ـشتی نمي تونه دوست داشته باشه،
بعد دوست نداشته باشه،
و بعد باز دوست داشته باشه !

اون فقط ميتونه دوست داشته باشه، دوست داشته باشه، دوست داشته باشه، دوست داشته باشه ،


و بعد ديگه هـــــرگـــــز دوست نداشته باشه!

مواظب باشيد به اونجــــا نرسونيـــدش . . .

+ نوشته شده در یکشنبه 1391/08/21ساعت 15:34 توسط parisa |


براى همه خوب باش
اون كه فهميد هميشه كنارته و به يادت
اون كه نفهميد يه روز ميفهمه كه ديره و فقط دلش واسه همه خوبيات تنگ ميشه

+ نوشته شده در دوشنبه 1391/08/15ساعت 8:2 توسط parisa |

شما درباره آدما به این نتیجه رسیدین ؟؟؟

1.وقتی کسی بخاطر کارهای احمقانه بشدت می خندد مطمئن باشید که او در اعماق درون غمگین است ...

2.وقتی کسی بسیار می خوابد ،مطمئن باشید که تنهاست ...... .
3..وقتی کسی کم حرف می زند، البته اگر حرفی بزند، و یا تند حرف می زند، معنی اش این است که او رازهایی را پنهان کرده است ...... .

4.وقتی کسی نمی تواند گریه کند ، بدان که او ضعیف است ...

5.اگر کسی تند و بطریقی نامعقول غذا می خورد ،نتیجه می گیریم که او تنش دارد ...

6.وقتی کسی بخاطر چیزهای کوچک می گرید ،معنایش آن است که او بی گناه است و قلب نرمی دارد ...

7.اگر کسی بخاطر چیزهای کوچک یا احمقانه عصبانی می شود ،یعنی عاشق است ...

+ نوشته شده در شنبه 1391/08/13ساعت 13:19 توسط parisa |

مطالب قدیمی‌تر